بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خوبین؟ ان شاءالله که همه گفتمانی ها سلامتین...

 

این پست همیشه ثابت هست به یاد همون تایپک هر چه میخواهد دل تنگت بگو ...دوباره راه اندازی میشه خواهشا حس وحالتون رو در قسمت نظرات در همین پست ثابت بنویسید

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 | 22:51 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |
 

 

 مردم باید رفتار مسئولان ، دولتمردان، برگزیدگان و كسانى

را كه در جامعه اثرگذار هستند، زیر نظر داشته باشند.

خطاست اگر خیال كنیم كه ما مسئولیت را به دست كسانى

سپرده‌ایم و آنها مسئولند؛ پس برویم مشغول كار و زندگى

خودمان باشیم و به كار آنها كارى نداشته باشیم؛ نخیر،

اگر این‌طور شد، ملت ضرر خواهد كرد؛ اگر غفلت واقع شد،

حوادث غلبه خواهد كرد

رهبر معظم انقلاب خامنه ای(حفظه الله تعالی)



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 13:39 | نویسنده : سادات الحسینی |
برنادت دختری مسیحی که جنازه اش بعد از 127 سال سالم مانده است
      جنازه دختری که بعد از 127 سال سالم مانده است.به گزارش پارسینه، سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند. عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت. و حالا پس از ۱۲۷ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است. شرح داستان
برنادت مقدس 11 فوریه سال 1858 ( حدودا 149 سال پیش ) در شهر Lourdes فرانسه دختری 14 ساله به نام برنادت سوبیرو در زباله دانی ماساویه ، بانوی مقدسی را بر دهانه غار ماساویه مشاهده کرد. بانویی سرتاپا سپید پوش و زیبا ، با شالی آبی رنگ که به کمر خود بسته بود و بر روی پاهایش پوشیده شده از گلهای طلایی بود. در دست بانو تسبیحی از مروارید و یک صلیب طلایی بود. بانو به برنادت لبخندی زد و با او صحبت کرد. ( حضرت مریم)  خبر دیدن مریم مقدس به زودی در کل شهر لرد پیچید و هنگام رفتن برنادت به ماساویه خانواده او و همچنین عده ای از مردم شهر همراه او شدند تا مریم مقدس را مشاهده کنند ، در حالی که تنها برنادت قادر به دیدن بانوی مقدس بود و این امر باور کردن سخنان او را سخت می نمود و همچنین ظاهر شدن حضرت مریم در این مکان کثیف ، غیر عادی و دور از عقل به نظر می رسید، اما پدید آمدن چشمه ای در آنجا و شفا گرفتن مردم از آب آن چشمه تصدیقی بر گفته های برنادت بود.Massabielle به یکی از عبادتگاه های مهم مسیحیان تبدیل شده و مردم برای عبادت و گرفتن شفا از هر سوی دنیا به این مکان مقدس می شتابند.اما جایی که ما رفته بودیم ماساویه نبود و صومعه ای بود در شهر نورس. برنادت وقتی 22 ساله بود یعنی در سال 1866 ، به این صومعه آمد تا بتواند به آرزوی خود که راهبه شدن بود جامه عمل بپوشاند. او همیشه در مقابل صلیب داخل صومعه و تندیس مریم مقدس به عبادت می پرداخت و روز به روز عشق به پروردگار و حضرت مسیح را بیشتر در وجود خود حس می کرد. تا اینکه بیماری سختی برنادت را به لحظه مرگ نزدیک و نزدیک تر کرد. او حتی توان راه رفتن هم نداشت و سرانجام فرشته مرگ بر بالین او حضور یافت و او در سال 1879 و در سن 35 سالگی به علت سرطان استخوان در گذشت. توموری بزرگ روی زانوی او قرار داشت و مدتها به سرطان استخوان مبتلا بود. درد و رنج این بیماری به قدری است که مردان تنومند را به گریه می اندازد ولی او از بیماریش با کسی نه سخن گفته بود و نه شکوه ای کرده بود.مریم مقدس به او گفته بوددر این دنیا نمی توانم به تو قول خوشبختی بدهم اما دنیای دیگرآری جسد برنادت را در این صومعه کوچک دفن کردند. سالها گذشت و ماجرای او همچنان بر سر زبانها بود. عدّه ای هم هنوز به حرفهای این دختر پاک ایمان نداشتند و به دنبال دلیل محکمتری بودند. سر انجام تصمیم گرفتند تا جسد برنادت را از خاک بیرون بیاورند. آیا بعد بیرون آوردن چند تکه استخوان پوسیده از خاک کار درستی بود؟ آرامش برنادت را برهم زدند و در حضور مقامات رسمی و پزشکان جسد را بیرون آوردند.همه لال شده بودند . برنادت مثل روز اول سالم ، پاکیزه ، خوشبو و آرام خوابیده بود. جنازه را در محفظه شیشه ای قرار دادند و آزمایشهای علمی لازم را روی او انجام می دادند تا ببینند جسد رو به متلاشی شدن هست یا نه. همه آزمایشها منفی بود. نباید بیشتر از این آرامش این دختر معصوم را بر هم می زدند. برنادت برای همیشه در آن محفظه شیشه ای آرام گرفت. 128 سال از مرگ او می گذرد و او همچنان آرام ، خوشبو و سالم به خواب فرو رفته گویی که او هنوز زنده است. برای حفاظت از دستها و صورت او ماسکی تهیه شده و روی پوست برنادت قرار داده اند. باور نکردنی بود


تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 13:32 | نویسنده : سادات الحسینی |

 

 

سلام دوستان گفتمانی............

 

دهه ی کرامت رو به شما تبریک عرض میکنم

 

ان شاءالله به حق این خواهر وبرادر یعنی کریمه ی اهل بیت خانم فاطمه ی معصومه وهمجنین امام الرئوف علی بن موسی الرضا عیدی هممون تو این ایام کربلای معلی باشه

 

 

 

اما مزاحمت بنده ایندفه بخاط اینه که........

 

اگر دوستان گفتمانی عزیز که دارای وبلاگ یا سایت هستند  در صورت تمایل میتونند لینکشون تو همین سایت به بنده ی حقیر بدهند

ومن  هم  انجام وظیفه میکنم آدرس سایت یا وبلاگ رو در این سایت مبذارم تا همه ی

گفتمانی ها استفاده کنند از مطالب خوبتون.................

 

باز ممنون از دلگرمیتون وهمراهیتون

 

ان شاءالله به حق علی بن موسی الرضا وحضرت معصومه (س) همتون  در ظل توجهات خاصه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در دنيا و آخرت جزء راضيين و مرضيين باشيد.

 

در پايان دعايمان آْرزوي سلامتي و تعجيل در فرج امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

ان شاء الله.

 



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 22:33 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |
نتايج وپيامدهاي فردي واجتماعي دروغ

ريشه يابي :
دروغ گويي مانند ساير بيماري هاي رواني و عاطفي، ابتدا از يك مساله ساده كوچك آغاز مي شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به يك بيماري روحي تبديل مي شود كه مشكلات بسياري را براي فرد مبتلا و ديگران فراهم مي سازد . از نظر رواني، دروغ گويي برقرار كردن نوعي رابطه بيمار گونه با ديگران است كه علاوه بر شخص، ديگران را نيز دچار ناراحتي و مشكل مي كند . دروغ گويي عامل اصلي فسادهاي ديگر است، به طوري كه شايد بتوان گفت كليد ورود به ساير فسادهاست . «در يك كنفرانس سراسري آموزش و پرورش در سانفرانسيسكو گفته شد، تا وقتي كه مدارس آمريكا نتوانند نسلي كه دروغ نگويد، افترا نزند، قانون نشكند و به حقوق ديگران تجاوز نكند، به وجود آورند، نمي توانند خود را موفق بدانند . تدريس، خواندن، نوشتن، دانش، و هنر كافي نيست و نمي تواند هدف اصلي آموزش و پرورش باشد، بلكه مهم ترين وظيفه آموزش و پرورش، تدريس دروغ نگفتن است كه عامل اصلي تمام فسادهاست .»
● پيامدهاي زشت دروغ
الف}پيامدهاي فردي

۱) نابودي ايمان :
- دروغ با ايمان ناسازگار است و ضعف و نابودي آن را در پي دارد. حسن ابن محبوب مي گويد: از حضرت صادق (ع) پرسيدم:
يكون المومن بخيلا؟ قال: نعم، قلت: فيكون جبانا؟ قال: نعم، قلت: فيكون كذابا؟ قال: لا و لا خائنا، ثم قال: يجبل المومن علي كل طبيعه الا الخيانه و الكذب.
آيا مومن ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: بله. آيا ممكن است ترسو باشد؟ فرمود بله. آيا ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه، مومن داراي هر سرشتي مي شود، جز دروغ و خيانت. [۱]
- دروغ و خيانت هرگز در دل مومن يافت نمي شود. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: يطبع المومن علي كل خصله و لا يطبع علي الكذب و لا علي الخيانه. مومن هر سرشتي را مي پذيرد، جز دروغ و خيانت . [۲]
- سرشت دروغگويي با ايمان ناسازگار است و ايمان را از قلب خارج مي كند. در بيان امام باقر (ع) چنين آمده است: ان الكذب هو خراب الايمان. همانا دروغ، نابودي و خرابي ايمان است. [۳]
- امير مومنان علي (ع) فرمود: جانبوا الكذب فانه يجانب الايمان. از دروغ بپرهيزيد؛ چرا كه ايمان را دور مي كند. [۴]
- و نيز به همين دليل اين سخن از امير مؤمنان (ع)نقل شده است: «لا يجد العبد طعم الايمان حتى يترك الكذب هزله وجده» بنده اي مزه ايمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخي باشد و چه جدي .
- دروغ سبب خرابي ايمان مي شود امام باقر(ع) مي فرمايد« دروغ ويران كننده ايمان است».

2 ) دروغ سرچشمه همه گناهان :
- در روايات اسلامي دروغ به عنوان كليد گناهان شمرده شده است،
- در حديثى از امام باقر( ع) مى‏خوانيم:« ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتيح تلك الاقفال الشراب، و الكذب شر من الشراب» خداوند متعال براى شر و بدى، قفلهايى قرار داده و كليد آن قفلها شراب است (چرا كه مانع اصلى زشتيها و بديها عقل است و مشروبات الكلى عقل را از كار مى‏اندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است .
- امام حسن عسكرى (ع) مى‏فرمايد: «جعلت الخبائث كلها فى بيت و جعل مفتاحها الكذب» تمام پليديها در اطاقى قرار داده شده، و كليد آن دروغ است .
- دروغ هم گناه است و هم مقدمه فتنه‏ها: علي(ع):« دروغ انسان را به سوي بديها هدايت مي كند و بديها نيز به سوي آتش جهنم»

3 ) دروغ در رديف شرك به خدا:
- رسول گرامي اسلام(ص) فرمودند: « آيا شما را از بزرگترين گناهان خبر ندهم ؟بزرگترين گناه شرك به خدا و درفتاري نسبت به پدر و مادر و دروغ گفتن است»

4 ) تمام انبياء دروغ را تحريم كردند
- امام صادق(ع) فرموده اند:« خداي عزوجل انبياء را مبعوث نكرد مگر به راستي سخن و اداء امانت به نيك و فاجر»

5 ) دروغ بدترين بيماري
حضرت علي (ع) مي فرمايد« بيماري دروغ ، زشت ترين بيماري است»

6 ) محروميت از هدايت الهي :
- دروغ، انسان را از هدايت الهي محروم مي سازد. پروردگار عز و جل در قرآن كريم مي فرمايد: ان الله لايهدي من هو كاذب كفار. همانا خداوند دروغگوي ناسپاس را هدايت نمي كند. [۵]
- ان الله لا يهدي من هو مسرف كذاب. همانا خداوند كسي كه اسراف كننده دروغگو است را هدايت نمي كند. [۶]
- آيه ديگر اين است كه، پس چرا خدايانشان مانع هلاكتشان نشدند بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ يعنى گمراه شدند و آنها را يارى نكردند و جمله اشاره دارد كه يارى خدايانشان از آنها ممكن نيست و به وسيله آنها گمراه شدند و اين نتيجه دروغ و شرك آنان بود كه (به دروغ) آنها را خدايان خود گرفتند و بر خدا دروغ بستند كه داراى شريك مى‏باشد

7) زمينه سازي كفر و نفاق
- دروغ گاه زمينه كفر يا نفاق را در انسان فراهم مي سازد. زماني كه دل دروغگو از ايمان خالي شد، كفر يا نفاق به آن راه خواهد يافت؛ چنان كه روايت شده: مردي خدمت رسول اكرم (ص) رسيد و عرض كرد: يا رسول الله ما عمل اهل النار؟ قال النبي (ص): الكذب، اذا كذب العبد فجر و اذا فجر كفر و اذا كفر دخل النار. اي رسول خدا! كار اهل آتش چيست؟ پيامبر فرمود: دروغ. هرگاه دروغ گويد، فاسق مي شود و هرگاه فاسق شود، كافر مي شود و هرگاه كافر شد، در آتش قرار مي گيرد؛ [۷] بنابراين، دروغ افزون بر دور ساختن ايمان از قلب انسان، زمينه كفر عملي او را نيز فراهم مي كند.
- دوگانگي ميان واقعيت و خبر شخص دروغگو، مايه پيدايش و رشد صفت پليد نفاق در دل او مي شود امير مومنان علي(ع) مي فرمايد: الكذب يودي الي النفاق. دروغ انسان را به نفاق مي كشاند. [۸]
- طبق نقل حضرت صادق (ع)، پيامبر اكرم (ص) فرمود: ثلاث من كن فيه كان منافقا و ان صام و صلي و زعم انه مسلم؛۱) من اذا ائتمن خان ۲) و اذا حدث كذب ۳) و اذا وعدا خلف.
سه چيز است كه در هر كس باشد، منافق است؛ اگر چه روزه بگيرد و نماز بخواند و گمان كند كه مسلمان است:
۱) آن گاه كه او را امين به شمار آورند، خيانت كند.
۲) آن گاه كه سخن براند دروغ گويد.
۳) آن گاه كه پيمان بندد، پيمان شكند. [۹]
- (وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا- 28/ كهف) و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده‏روى است اطاعت مكن - پس بى‏خبرى دلش از حقايق، نتيجه دنباله روى از هواهاى نفسانى است. و امّا آيه سوّم (عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً- 25/ انعام) در باره آندسته از اهل كتاب است كه خداوند مى‏فرمايد: تو را مانند فرزندانشان مى‏شناسند كه پيامبر هستى امّا ايمان نمى‏آورند و ستمكارند (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ- 21/ انعام).پس علّت اينكه بر دلهاشان پرده‏اى از عدم فهم حقايق كشيد شده نتيجه ستمگرى و افترا و دروغ خود آنهاست.
دل نيارامد ز گفتار دروغ --------- آب و روغن هيچ نفروزد فروغ [۱۰]

8) ضعيف ساختن مروت و جوانمردي :
- پيامبر گرامي (ص) فرمود: اقل الناس مروه من كان كاذبا. جوانمردي در شخص دروغگو از همه كمتر است. [۱۱]
- آن گاه كه دروغ، عادت فرد شود، چه بسا جوانمردي، يكسره از وجود او رخت بربندد؛ چنان كه در سخنان گهربار حضرت علي(ع) آمده است: من كذب افسد مروته. هركس دروغ گويد، جوانمردي خويش را تباه سازد. [۱۲]
- گوهرجوانمردي، جز با راستي و درستي سازگار نيست، و روح جوانمردي، از كژي و ناراستي گريزان است.حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: لا يجتمع الكذب و المروءه. دروغ و جوانمردي جمع نمي شوند. [۱۳]

9) فراموشي :
- از آنجا كه خبرهاي انسان دروغگو، با واقع مخالف است و مخالفت با واقع، حد و مرز و معيار واحدي ندارد، چه بسا خبرهاي او از يك واقعه، با هم سازگار و يكسان نباشد. امام صادق (ع) فرمود: ان مما اعان الله به علي الكذابين، النسيان. همانا از كمك هايي كه خداوند بر ضد دروغگويان مي كند، فراموشي آنها است. [۱۴]

10) سلب توفيق از رسيدن به برخي مقام ها و انجام برخي اعمال صالح:
- حضرت رسول (ص) فرمود: الكذاب لا يكون صديقا و لا شهيدا. دروغگو، نه در زمره صديقان درآيد و نه در زمره شهيدان. [۱۵]
- امام صادق (ع) فرمود: ان الرجل ليكذب الكذبه فيحرم بها صلاه الليل فاذا حرم بها الرزق. همانا انسان دروغ مي گويد؛ پس، از نماز شب محروم مي شود؛ پس آنگاه كه از نماز شب محروم شد، از روزي [گسترده كه اثر نماز شب است ] محروم خواهد شد. [۱۶]

11) موجب لعن خدا و فرشتگان :
- دروغگويي به اندازه اي ناپسند است كه موجب لعن خدا و فرشتگان شده، دروغگو را در شمار لعنت شدگان درگاه الهي قرار مي دهد. رسول خدا (ص) مي فرمايد: فلعنه الله علي الكاذب و ان كان مازحا. خداوند دروغگو را لعنت كند؛ اگر چه شوخي كرده باشد. [۲۱]
- المومن اذا كذب بغير عذر لعنه سبعون الف ملك و خرج من قلبه نتن حتي يبلغ العرش فيلعنه حمله العرش. آن گاه كه شخص مومن، بدون عذر دروغ گويد، هفتاد هزار فرشته او را لعنت مي كنند و از قلب او بوي گندي بيرون مي آيد كه به عرش مي رسد؛ آن گاه حاملان عرش الهي نيز او را لعن مي كنند. [۲۲]

12) فقر و تنگدستي :
- زماني كه دروغ گفتن، رفتاري ثابت و عادي شود، فقر و تنگدستي را به بار مي آورد و بركت را از زندگي مي برد. امير مومنان علي(ع) در شمارش سبب هاي فقر مي فرمايد: ... و اعتياد الكذب يورث الفقر. و عادت به دروغ، تنگدستي را به جاي مي نهد. [۲۳]
- رسول گرامي اسلام(ص) فرمودند: « دروغ روزي انسان را كم مي كند»

13 ) عذاب ويژه دروغگويان
- دروغگو از نماز شب محروم است در نتيجه از بركاتي كه اين عبادت بزرگ دارد محروم مي ماند كه از آن جمله سعه رزق است.عيسي بن مريم(ع) فرمود: « كسي كه دروغگوئيش زياد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بين مي رود به طوريكه مردم از او متنفر و منزجر مي شوند»

14 ) دروغ بدترين رباها
- رسول خدا(ص) فرمودند:« بدترين و بالاترين رباها دروغ است» (زيرا در رباي اقتصادي سرمايه افراد از ميان مي رود لكن در دروغ اصل ايمان خدشه دار مي شودو ربا خوار مالى دارد و آن را زياد مى‏كند و دروغ گو از هيچ، چيزى درست مى‏كند). أَرْبَى الرِّبَا الْكذِبُ

15 ) سرزنش و پشيماني :
- سرانجام دروغگويي، سرزنش شدن و پشيماني از كرده خويش است؛ زيرا مردم دير يا زود، به رفتار ناشايست و گفتار خلاف واقع دروغگو پي برده، او را خواهند شناخت. از حضرت علي(ع) نقل شده است:عاقبه الكذب ملامه و ندامه. سرانجام دروغ، سرزنش و پشيماني است. [۲۴]

16 ) نابودي شرم و حيا
- كسي كه عادت كند بدون توجه به ارزش و منزلت انساني ديگران، به آنها دروغ بگويد، پرده حيا ميان خود و ايشان را دريده، بي شرم مي شود، چنان كه سرور پرهيزكاران حضرت علي(ع) فرموده است : لا حياء لكذاب. دروغگو بي حيا است. [۲۵]

17) سرانجام دوزخ:
- دروغ پيامد زشت ديگرش دوزخ و عذاب الهي است. از پيامبر خدا (ص) نقل شده است: اياكم و الكذب فانه من الفجور و انهما في النار. از دروغ بپرهيزيد. همانا دروغ از فجور و ستمكاري است و همانا دروغ و فجور در آتش جاي دارند. [۲۶]
- امير مومنان علي(ع) هم مي فرمايد: ثمره الكذب المهانه في الدنيا و العذاب في الآخره. ميوه دروغ، پستي در دنيا، و عذاب در آخرت است. [۲۷]

ب ) پيامدهاي اجتماعي دروغ:
- دروغ به جز آثار سوء اخلاقي كه در شاكله خود انسان دارد بنيان و شالوده جامعه را ويران مي كند مثل موشهايي كه سد سبا را با آن استحكام ويران كردند. دروغ در خانه ، دروغ در مدرسه ، دروغ در بازار و محله و اداره و ... نظام خانواده و مدرسه و بازار و اداره و... را از هم مي پاشد. دروغ آثار زيانباري از جهت فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و اجتماعي به دنبال دارد .
بي آبرويي: امام علي(ع):«الكذب يزري بالانسان»
رسوايي: « والله مخرج ما كنتم تكتمون»
به قول علامه طباطبايي هر جزء نظام هستي با اجزاء ديگر و لوازمش مرتبط است . دروغگو اگر چيزي را پنهان كند لوازمش را چه كند لذا زود رسوا مي شود. بر فرض گرگ يوسف را دريد پيراهنش چرا سالم است؟ گندم كاشتي پس چرا جو سبز شد همين است كه قرآن مي فرمايد: « إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّار» و « ْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب‏»

- دروغ گو در اضطرار است
پيامبر(ص):« راستي آرامش است ولي دروغ هراس است» دروغگو در هيجان است كه مبادا حرف امروزش با فردا تضاد داشته باشد
هر نابهنجاري آثار و تبعاتي در فرد و جامعه و در دنيا و آخرت به جا مي گذارد. از مهم ترين آثار دروغگويي در حوزه اجتماعي، سلب اعتماد عمومي است. افزايش دروغ در ميان افراد جامعه، هرگونه قضاوت و داوري درستي را سلب مي كند و اشخاص در تعامل با يك ديگر نمي توانند به گفتارهاي يك ديگر در هيچ حوزه اي اعتماد كنند.

- كاهش ارزش اجتماعي:
- دروغگو قابل اطمينان نيست و مردم به او اعتماد نمي كنند؛ از اين رو نزد مردم ارزش ندارد. ارزش انسان در جامعه بشري، به اطمينان و اعتماد مردم به او است. آنگاه كه شخصي وجهه و آبروي خاصي دارد، ارزشمند است و از بين رفتن اعتبار و آبرو، نابود كننده ارزش اجتماعي او است و دروغگويي، رفتار ناشايستي به شمار مي رود كه اعتبار انسان را از بين مي برد.
- امير مومنان علي(ع) مي فرمايد: الكذاب و الميت سواء فان فضيله الحي علي الميت الثقه به فاذا لم يوثق بكلامه بطلت حياته. دروغگو و مرده يكسان هستند؛ زيرا همانا برتري زنده بر مرده، در اطمينان ] مردم [ به او است؛ پس وقتي مردم به سخن دروغگو اعتماد نكنند، زنده بودنش باطل است. [۱۷]
- امام صادق (ع) از عيسي ابن مريم (ع) نقل فرمود: من كثر كذبه، ذهب بهاءه. كسي كه بسيار دروغ گويد، ارزشش نزد خدا و نزد خلق او از بين مي رود. [۱۸]
- امير مومنان علي (ع) مي فرمايد: ينبغي للرجل المسلم ان يجتنب مواخاه الكذاب فانه يكذب حتي يجي بالصدق فلا يصدق. شايسته است كه مسلمان از دوستي و برادري با دروغگو بپرهيزد؛ زيرا او آنقدر دروغ مي گويد كه اگر سخن راستي هم بر زبان آورد، ديگر باور نخواهد شد. [۱۹]
- اين ناباوري تا آنجا گسترش خواهد يافت كه مردم شخص دروغگو را طرف مشورت خويش نيز قرار نخواهند داد؛ چنان كه امير مومنان علي (ع) مي فرمايد: أ لا راي لكذوب. [دروغگو در مقام مشورت ] هيچ رايي ندارد [رايش بي ارزش است ]. [۲۰]

- دروغ نابود كننده سرمايه اطمينان است:
- مى‏دانيم مهمترين سرمايه يك جامعه اعتماد متقابل و اطمينان عمومى است، و مهمترين چيزى كه اين سرمايه را به نابودى مى‏كشاند دروغ و خيانت و تقلب است، و يك دليل عمده بر اهميت فوق العاده راستگويى و ترك دروغ در تعليمات اسلامى همين موضوع است.در احاديث اسلامى مى‏خوانيم كه پيشوايان دين از دوستى با چند طايفه از جمله دروغگويان شديدا نهى كردند، چرا كه آنها قابل اطمينان نيستند. على( ع ) در كلمات قصارش مى‏فرمايد:
- «اياك و مصادقة الكذاب فانه كالسراب، يقرب عليك البعيد، و يبعد عليك القريب» از دوستى با دروغگو بپرهيز كه او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزديك و نزديك را دور مى‏سازد .
خدا نكند كسي معروف شود به دروغگويي كه هيچ چيز شايد بيشتر از اين به حيثيت انسان لطمه نمي زند.

پيامد ظاهري دروغ:
نقطه مقابل هر فرد پر نفوذترين مكان ارتباطي به شمار مي رود به همين دليل وقتي فردي اقدام به دروغگويي ميكند ناخودآگاه سعي مي كند در ميدان ديد مخاطب قرار نگرفته و سعي مي كند كه در زاويه(گوشه) قرار بگيرد. افراد دروغگو تمايل دارند دستانشان در خارج از ميدان ديد مخاطب قرار بگيرد و بطور معمول كف دست اين افراد ديده نمي شود. از طرف ديگر اظهارات آنها به نظر بسيار سفت و سخت و قاطع مي رسد و به موازات آن سعي مي كنند ميزان حركات بدني شان را به حداقل برسانند. به لبخند اين دسته از افراد توجه كنيد!! يك لبخند تمام عيار نيست و بيشتر شبيه به يك لبخند بيجا و ابلهانه است و تنها ماهيچه هاي محدودي از صورت را به خود اختصاص مي دهد.
برخي ديگر از افراد در هنگام دروغ گفتن به شدت دچار تعريق مي شوند. وقتي از افراد دروغگو زياد سوال پرسيده شود عصباني مي گردند و به اين ترتيب شدت تعريق شان زياد مي شود. اگر فكر ميكنيد طرف مقابل شما در حال دروغ گفتن است سعي كنيد از او چندين سوال مشابه بپرسيد و واكنش او را مورد ارزيابي قرار دهيد. لبخند افراد دروغگو بيشتر شبيه به يك لبخند بيجا و ابلهانه است و تنها ماهيچه هاي محدودي از صورت را به خود اختصاص مي دهد.
در پايان لازم به ذكر است كه تا زماني كه دروغگويي به صورت عادت در نيامده باشد و جز شخصيت ثابت فرد نشده باشد معمولا با نشانه هايي توام است. اين قبيل نشانه ها عبارتند از: پريدگي رنگ، واكنش هاي عضلاني، برافروختگي و سرخ شدن صورت، هيجان زياد، ضربان قلب، رفتارهاي تصنعي، تناقض گويي و فراموشي است اما در صورتي كه دروغگويي استمرار يابد و جز شخصيت فرد درآيد فرد بر واكنش هاي خود مسلط گرديده و از بروز علائم ظاهري جلوگيري مي كند تا جايي كه فرد بدون بروز هيچ گونه علائم و نشانه هايي به دروغگويي مي پردازد.

پي نوشت
[۱]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۳، ح ۱۵۹۶۶.
[۲]. علامه مجلسي: بحار الانوار ج ۷۴ ص ۱۶۰، ح ۱۵۰.
[۳]. كليني: كافي، ج ۲، ص ۳۳۹، ح ۴.
[۴]. حر عاملي: وسائل الشيعه، ج ۱۲، ص ۲۴۶، ح ۱۶۲۱۶.
[۵]. زمر (۳۹): ۳.
[۶]. غافر (۴۰): ۲۸.
[۷]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۹، ح ۱۰۳۰۵.
[۸]. . آمدي: غرر الحكم، ص ۲۲۰، ح ۴۴۰۸.
[۹]. كليني: كافي، ج ۲، ص ۲۹۰، ح ۸.
[۱۰]. مولوي: مثنوي معنوي، دفتر سوم، قصه خورندگان پيل بچه.
[۱۱]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۷، ح ۱۰۲۹۵.
[۱۲]. همان، ص ۲۲۱، ح ۴۴۱۵.
[۱۳]. همان، ح ۴۴۱۷.
[۱۴]. كليني: كافي، ج ۲، ص ۳۴۱، ح ۱۵.
[۱۵]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۴، ح ۱۰۲۸۰.
[۱۶]. حر عاملي: وسائل الشيعه، ج ۸، ص ۱۶۰، ح ۱۰۳۰۵.
[۱۷]. آمدي: غرر الحكم، ص ۲۲۰، ح ۴۳۸۶.
[۱۸]. كليني: كافي، ج ۲، ص ۳۴۱، ح ۱۳.
[۱۹]. همان، ح ۱۴.
[۲۰]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۸، ح ۱۰۳۰۰.
[۲۱]. همان، ج ۱۱، ص ۳۷۲، ح ۱۳۲۹۴.
[۲۲]. همان، ج ۹، ص ۸۶، ح ۱۰۲۹۱.
[۲۳]. حر عاملي: وسائل الشيعه، ج ۱۵، ص ۳۴۷، ح ۲۰۷۰۴.
[۲۴]. آمدي: غرر الحكم، ص ۲۲۱، ح ۴۴۱۳.
[۲۵]. همان، ح ۴۴۱۶.
[۲۶]. محدث نوري: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۸، ح ۱۰۳۰۲.
[۲۷]. آمدي: غرر الحكم، ص ۲۲۰، ح ۴۴۰۰.



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 20:28 | نویسنده : سادات الحسینی |

خودکشی نه تنها برای فردی که به این عمل اقدام می کند. زیانبار است، بلکه برای اجتماع نیز زیان معنوی فراوانی به بار می آورد. در اجتماعی که اعداد و ارقام خودکشی رو به فزونی است، حیثیت اجتماعی زیر سوال قرار می گیرد و می توان گفت که آن اجتماعی از اعتبار و حیثیت لازم بهره مند معکوس است. در جامعه ای که آمار خودکشی بالا باشد، فرهنگ آن جامعه در نظر افکار عمومی معیوب و ناسالم است و همه می پرسند که در این جامعه چه مشکل حادی وجود دارد که تا این اندازه اشخاص به خودکشی روی می آورند.
ضرر و زیان معنوی خودکشی کمتر از ضرر زیان مادی آن نیست.
فردی که خود را می کشد، پدر، مادر، زن، فرزند و دیگر بستگان و حتی دوستان و همسایگان خود را می آزارد. این عمل زشت به قدری آثار بد و نامطلوبی در روحیه تک تک افراد وابسته به آن به جا می گذارد که آنان تا آخرین لحظات زندگیشان از این عمل رنج می برند.
بنابراین می توان گفت که خودکشی یک پدیده رنج آور اجتماعی است که نمی توان به سادگی از کنارش گذشت، بلکه برای درمان این بیماری روانی و درد اجتماعی باید چاره ای اندیشید.
اهمیت و ضرورت توجه و اولیاء مربیان به این پدیده
با در نظر گرفتن نکاتی چند به اهمیت و ضرورت تلاش مربیان و اولیای امور برای ریشه کن کردن این درد اجتماعی پی می بریم.
1- همان گونه که در عنوان قبلی ذکر شد. پدیده خودکشی زیانهای مادی و معنوی و فردی و اجتماعی فراوانی دارد.
2- آمار و ارقام رو به گسترش خودکشی ، خطر این امر را بیشتر نمایان می سازد. در رسانه های گروهی می خوانیم که در برخی از کشورها پدیده خودکشی بیش از بیماریهای کلیوی، سل و فلج اطفال قربانی می گیرد. و یا گفته اند: "خودکش به عنوان دهمین عامل اصلی مرگ و میر در ایالات متحده آمریکا باقی مانده است... " (3)
3- قابل پیشگیری بودن این پدیده: احساس خودکشی یکی از بیماری های روانی است که در شرایط خاصی بر فرد عارض می گردد و او را برای ارتکاب خودکشی وا می دارد.
این بیماری قابل معالجه است و می توان با مراقبتهای ویژه و راهنمایی های حساب شده فرد را از ارتکاب به این عمل باز داشت.
"اروین استنگل" می نویسد:
" یک مرد شصت ساله مدت دو سال مبتلا به بیماری افسردگی بود، بدون آن که به فکر درمان باشد. او که امید به شفا یافتن را از کف داده بود، سعی می کرد، خود را غرق کند، بستری کردند و در آن جا معلوم شد که مبتلا به افسردگی مزمن و نقص عقلانی پیش رس است.
او در محیط حفاظتی بیمارستان سرو سامان گرفت و شش سال بعد از ورود به بیمارستان با او مصاحبه کردند. با وجودی که نقص عقلانی اش آشکار بود و فقط از افسردگی خفیف رنج می برده است. او قادر نبود خارج از بیمارستان زندگی کند." (4)
"جیمز کاستلی" در کتاب " خودکشی: واپسین تقاضای کمک" می نویسد:
" این مطلب نیز عموما" صحیح است که افرادی که جداً میل ارتکاب به خودکشی را دارند فقط برای مدت کوتاهی، این گونه هستند و اگر در مقطع خاصی از بحران به آنان بشود کمک کرد، به احتمال زیاد دوباره به خودکشی روی نخواهد آورد." (5)
باتوجه به این نکات می گوییم: بر مسوولان امور اجتماعی لازم است که برای ریشه کن کردن این پدیده فکر کنند تا حیات اجتماعی از سلامت لازم بهره مند باشد.






تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 20:20 | نویسنده : سادات الحسینی |
شنیدم شخصی گفت من فلان گناه را می کنم. گذاشتم بروم مکه تا توبه کنم!عده ای هم می گویند مگر چه عیبی دارد؟!... اجازه بدهید باطن این حرف را به شما بگویم. متاسفانه معمول شده در جامعه. این فرد معنی توبه را نفهمیده است.
توبه این نیست بشینی بگویی استغفرالله ربی و اتوب و الیه. توبه اصلش پشیمانی است. پشیمانی هم که دست تو نیست. دست توست؟ حالا می خواهی بروی مکه پشیمان بشوی؟
چرا وقتی متوجه می شوی قسمتی از مالی که داری متعلق به یتیم است، سریع آن را برمی گردانی؟ چون موجبات پشیمانی فراهم شده است.
پشیمانی از حالات درونی انسان است مثل ترس و وحشت. موجبات ترس وقتی پیش بیاید آدم می ترسد. خوشحالی، ناراحتی و ترس از حالات درونی انسان است و دست او نیست. باید موجباتش فراهم شود.
این فرد که می گوید می خواهم بروم مکه توبه کنم، معنی حرفش این است که می خواهم بروم مکه آنجا پشیمان بشوم. پس چرا اینجا پشیمان نمی شوی؟
حالا کسی هست که هنوز پشیمان نشده ولی به همین اندازه با خودش می گوید که خوب است در اعمالم تجدید نظری بکنم! اینها باز خوبند. 
اما عده ای هستند که می گویند ولش کن. مردم کارهایی می کنند که گناهان من پیش آنها مثل نماز شب می ماند! [یعنی پشیمانی که هیچ ! حتی قبول ندارند اعمالشان بد است که حالا بخواهند در آن تجدید نظر کنند] اما اینهایی که می گویند خوب است با خودم خلوتی بکنم و تجدید نظر بکنم، فرموده اند حضرت حق شوری در دلشان ایشان می اندازد تا توبه کنند.
ذکر هم همین است. اول خدا توفیق ذکر می دهد، بنده ذکر می گوید و خدا ذکر را می پذیرد. حالا به این خدا می شود معصیت کرد؟

 

استاد فاطمی نیا.



تاريخ : دوشنبه دهم شهریور 1393 | 10:45 | نویسنده : خانم زینب حسینی |
همانا
نزدیکترین مردم به قران کسانی هستند
که به ان عمل کنند.
گرچه به ظاهر آنرا حفظ نکرده باشند!!!!
و
دورترین
افراد از قرآن هم کسانی هستند.
که به دستورات ان عمل نکنند.گرچه قاری وخواننده ان باشند./.
 
 


تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 21:11 | نویسنده : سادات الحسینی |

 


از حسین مظلوم تر آقای هم عصر شماست العجل هاتان دروغ و کوفه هم شهر شماست
گوشتان «هل من معین» صاحبش(عج) را کر شده؟ خب دلیلش لقمه های همچنان زهر شماست1
ماجراهای حسین تنها برای گریه نیست عبرتی تلخ است و اکنون این زمان بهر شماست2
خون اصغر، دست سقا، رنج های زینبی قیمتی حد هدایت دارد و نذر شماست
بر قدم هایت نظر کن در کدامین لشکری با ولایت همرهی یا قسمتش قهر شماست؟
بی تعارف بی ولایت یا حسین گفتن جفاست مسلِم مهدی خود بشناس هم عصر شماست3

 



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 10:39 | نویسنده : سادات الحسینی |

 

 

وآن این است.

 

که مراسم حج را به پایان نمی برد.که به همه حج گزاران تاریخ 

 

وبه تمامی نمازگزاران تاریخ ومومنان به سنت ابراهیم (ع)بیاموزد.

 

که اگر هدف نباشد.اگر حسین (ع) واگر یزید باشد.

 

چرخیدن برگرد خانه خدا با خانه بت مساوی است./.دکترعلی شریعتی



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 10:27 | نویسنده : سادات الحسینی |

رنجاندن فاطمه ( س ) خلاف كتاب و سنت 

در صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب معتبر آمده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : فاطمه پاره تن من است و هركس او را بيازارد و غضبناك كند مرا آزرده است : « فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني » صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 . وفي رواية مسلم : « إنّما فاطمة بضعة منّي يؤذيني ما آذاها » . صحيح مسلم : 7 / 141 . روى الحاكم عن على - عليه السلام- : قال : « قال رسول اللّه -صلى اللّه عليه وآله وسلم- : لفاطمة : إنّ اللَّه يغضب لغضبك ، ويرضى لرضاك » . ثمّ قال : هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . المستدرك : 3 / 153 .
( ليس فيه ذكر خطبة بنت أبي جهل ) فليراجع : مجمع الزوائد ، ج 9 ص 203 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 1 ص 108 ، ج 22 ص 401 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 3 / 156 ؛ أسد الغابة ، ج 5 ص 522 ؛ الإصابة ، ج 8 ص 265 و266 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 12 ص 392 ؛ صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ص 141 ؛ المصنف لابن أبي شيبة الكوفي ، ج 7 ص 526 ؛ السنن الكبرى للنسائي : 5 / 97 ، ح 8370 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 22 ص / 404 ؛ الجامع الصغير للسيوطي ، ج 2 ص 208 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 3 ص 156 .
.
و از طرفى در صحيح بخارى و مسلم نيز آمده است كه فاطمه ( س ) از دست ابوبكر غضبناك شد و تا آخر عمر باوى سخن نگفت : « فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه وسلم - فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتّى توفّيت » صحيح البخارى ، ج 4 ص 42 ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ص 154 ، فيه : فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت وعاشت بعد رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه وسلم - ستة أشهر فلمّا توفّيت دفنها زوجها علىّ بن أبي‏طالب ليلا ولم يؤذن بها ابابكر وصلّى عليها عليّ . .
وقرآن مى‏گويد : ( انّ الذين يؤذون اللّه ورسوله لعنهم اللّه في الدنيا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهيناً ) الأحزاب : 57 . . در حلّ اين معضله چه پاسخى داريد؟
سهيلى از علماى بزرگ اهل سنّت ( متوفّاى 581 ) به همين روايت استدلال نموده كه هر كس به حضرت زهرا ( س ) اهانت كند ، كافر خواهد شد : « استدلّ به السهيلي على أنّ من سبّها كفر لأنّه يغضبه وأنّها أفضل من الشيخين » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 4 ص 554 . .
ابن حجر در توجيه آن گفته : « وتوجيهه : إنّها تغضب ممّن سبّها وقد سوّى بين غضبها وغضبه ، ومن أغضبه -صلى اللّه عليه وسلم - يكفر » فتح الباري ، ج 7 ص 82 ؛ شرح المواهب للزرقاني المالكي ، ج 3 ص 205 . .
مناوى صاحب كتاب فيض القدير از ابو نُعيم و ديلمى نقل كرده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : « فاطمة بضعة منّي من آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى اللّه ، فعليه لعنة اللّه مل‏ء السماء ومل‏ء الأرض » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 6 ص 24 ، ح 8267 . .
22 - با توجّه به مطالب فوق ، آيا تا كنون نسبت به سخنان ابوبكر كه پس از خطبه حضرت زهرا ( س ) بيان كرد و بدترين اهانت و ناسزا را نسبت به حضرت على ( ع ) و حضرت صديقه ( س ) داد ، فكر كرده‏ايد : « إنّما هو ثعالة شهيده ذنبه ، مرب لكلّ فتنة ، هو الذي يقول : كرّوها جذعة بعدما هرمت ، يستعينون بالضعفه ، ويستنصرون بالنساء ، كأمّ طحال أحبّ أهلها إليها البغي » السقيفة وفدك للجوهري ، ص 104 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد ، ج 6 ص 215 ؛ دلائل الإمامة للطبري ، ص 123 . . در اين عبارت ، حضرت على ( ع ) را به روباه و حضرت زهرا ( س ) را به دم آن تشبيه كرده است .
آيا پاسخ اجر رسالت : ( قل لا أسئلكم عليه أجراً إلّا المودّة في القربي ) همين بود؟!
آيا اين بود نتيجه آن همه سفارش و توصيه رسول گرامى ( ص ) در حقّ حضرت زهرا ( س ) ؟!
آيا چنين كسى شايستگى خلافت پيامبرى كه مفتخر به ( إنّك لعلى خلق عظيم ) است را دارد؟
از شما مى‏خواهيم ، سخنانى كه ميان ابن ابى الحديد سنّى و استادش نقيب ، ردّ و بدل شده ملاحظه نماييد وخود به قضاوت بنشينيد! قال ابن أبي الحديد : قلت : قرأت هذا الكلام على النقيب أبي يحيى جعفر بن يحيى بن أبي زيد البصري وقلت له : من يعرض ؟ فقال : بل يصرّح . قلت : لو صرّح لم أسالك . فضحك وقال : بعليّ بن أبى طالب عليه السلام ، قلت : هذا الكلام كلّه لعلي يقوله؟ ! قال : نعم ، إنّه الملك يا بُنيّ . قلت : فما مقالة الأنصار؟ قال : هتفوا بذكر علي ، فخاف من اضطراب الأمر عليهم ، فنهاهم . . . وثُعالة : اسم الثعلب علم غير مصروف ، ومثّل ذؤاله للذئب ، وشهيده ذنبه ، أي لا شاهد له على ما يدّعي إلّا بعضه وجزء منه ، وأصله مثل قالوا : إنّ الثعلب أراد أن يغري الأسد بالذئب ، فقال : إنّه قد أكل الشاة التي كنت قد أعددتهإ؛!!'' لنفسك ، وكنت حاضراً ، قال : فمن يشهد لك بذلك؟ فرفع ذنبه وعليه دم ، وكان الأسد قد افتقد الشاة ، فقبل شهادته وقتل الذئب . . . وأمّ طحال : إمرأة بغى في الجاهليّة ، ويضرب بها المثل فيقال : أزنى من أمّ طحال . شرح نهج البلاغه ، ج 6 ص 215 . (ادامه مطلب)
در كتب معتبر از رسول اكرم ( ص ) نقل شده : « من مات بغير إمام مات ميتة جاهليّة » مسند أحمد ، ج 4 ، ص 96 ؛ المعجم الكبير للطبرانى ؛ ج 19 ، ص 388 ؛ مجمع الزوائد للهيثمى ، ج 5 ، ص 218 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد ، ج‏9 ، ص 155 وى گفته : « وأصحابنا كافّة قائلون بصحّة هذه القضيّة » . .
هر كس بدون امام از دنيا برود مرده او همانند مردگان دوران جاهليت است .
و بخارى در صحيح خود توسّط ابن عبّاس از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : « ليس أحد يفارق الجماعة قيد شبر فيموت إلّا مات ميتة جاهليّة » صحيح البخاري ، ج 8 ص 105 ، كتاب الأحكام ، باب السمع والطاعة للإمام . .
هر كس از جامعه اسلامى به مقدار يك وجب دور شده و جدا شود ، مرگ او همانند مرگ جاهليت است .
و مسلم نيز در صحيح خود به واسطه ابو هريره از رسول‏مكرّم ( ص ) آورده است كه فرمود : « من خرج عن الطاعة وفارق الجماعة فمات ، مات ميتة جاهليّة » صحيح مسلم ، ج 6 ص 21 ، كتاب الإمارة ، باب الأمر بلزوم الجماعة . .
كسى كه از فرمان حاكم سرپيچى نموده و از جامعه مسلمانان جدا شود همانند مردگان زمان جاهليت از دنيا خواهد رفت .
حال از شما مى‏پرسيم كه تكليف حضرت صديقه طاهره ( س ) كه با ابوبكر بيعت نكرد چه مى‏شود؟ با اين‏كه در حقّ او آيه تطهير نازل شده و صدها روايت از رسول گرامى ( ص ) در فضيلت او رسيده است ، مانند : « فاطمة سيّدة نساء هذه الأمّة » و يا « سيّدة نساء اهل الجنّة » في صحيح البخاري : قال رسول اللّه يا فاطمة ألا ترضين ان تكوني سيّدة نساء المؤمنين أو سيّدة نساء هذه الامّة . صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 142 ، كتاب بدء الخلق باب علامات النبوّة ، كتاب الاستئذان ، باب من ناجى بين يدي الناس ؛ صحيح مسلم ، ج‏7 ، ص‏143 كتاب فضائل الصحابة باب ( 15 ) باب من فضائل فاطمة بنت النبي - صلى اللَّه عليه وآله - ح 99 وهم‏چنين آمده : فاطمة سيّدة نساء اهل الجنّة . صحيح البخارى ، ج‏4 ، ص‏209 و219 . .
آيا روايات « مات ميتة جاهليّة » قابل اعتماد نيست؟ يا نستجير باللّه حضرت زهرا ( س ) به سخن و سنّت پيامبر عمل ننمود؟ و يا ابوبكر را شايسته جانشينى نمى‏دانست؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شما مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) كسى را براى پيشوايى مردم معيّن نكرد و تعيين آن را به عهده مردم نهاد در حالى كه اين نظريه مخالف كتاب و سنّت است .
زيرا خداوند - تبارك وتعالى - در باره حضرت ابراهيم مى‏گويد : ما تو را به عنوان امام و پيشواى مردم معيّن مى‏كنيم ؛ ( إنّي جاعلك للنّاس إماماً ) البقره : 124 . .
ودر باره حضرت داوود مى‏گويد : ما تو را خليفه روى زمين قرار داديم پس در ميان مردم ، حاكم به‏حق باش ؛ ( يا داود إنّا جعلناك خليفة في‏الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ ) ص : 26 . .
حضرت موسى از خداوند مى‏خواهد كه جانشين بعد از او را معيّن نمايد ؛ ( واجعل لى وزيراً من أهلي ) طه : 29 . .
خداوند نيز در پاسخ دعاى حضرت موسى فرمود : ( قال قد أوتيت سؤلك يا موسى ) طه : 36 . .
خداوند در رابطه با بنى اسرائيل نيز مى‏فرمايد : از ميان ملّت بنى اسرائيل ، افرادى را به عنوان رهبر و پيشوا انتخاب نموديم ( وجعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا ) السجدة : 24 . .
پس در تمامى اين آيات ، انتخاب خليفه ، به خداوند نسبت داده شده و تعيين پيشوا و حاكم فقط به دست خداوند صورت مى‏پذيرد .
و هم‏چنين علماى بزرگ اهل‏سنّت مانند ابن هشام وابن كثير و ابن حبّان و ديگران نقل كرده‏اند : هنگامى كه رسول‏اكرم ( ص ) ، قبايل عرب را به سوى اسلام دعوت مى‏فرمود ، بعضى از شخصيّت‏هاى بزرگ قبايل ، مانند : بنى عامر بن صعصعه ، به حضرت گفتند : اگر ما تو را يارى كنيم و كار تو بالا بگيرد ، آيا رياست و جانشينى بعد از تو ، به ما خواهد رسيد؟ « أيكون لنا الأمر من بعدك؟ »
حضرت پاسخ داد : تعيين رهبرى به دست من نيست ؛ بلكه به دست خدا است و هر كس را كه بخواهد ، انتخاب خواهد كرد : « الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء » .
وى گفت : ما حاضر نيستيم خود را فداى اهداف تو كنيم ، و پس از پيروزى ، منصب رياست به افراد ديگر برسد : « فقالوا : أنهدف نحورنا للعرب دونك ، فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا؟ لاحاجة لنا في هذا من أمرك » الثقات لابن حبّان ، ج 1 ص 89 ؛ البداية والنهاية لابن كثير ، ج 3 ، ص 171 . .
و هم‏چنين مشابه اين قضيه با قشير بن كعب بن ربيعه اتّفاق افتاد و او نيز به رسول اكرم ( ص ) گفت : اگر بهره‏اى از رياست در حكومت اسلامى نصيب ما نشود ، ما حاضر نيستيم به تو ايمان بياوريم‏ ر . ك : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 289 ؛ السيرة النبويّة لابن‏كثير ، ج 2 ، ص 157 ؛ مع المصطفى للدكتورة بنت الشاطئ ، ص 161 . .
رسول گرامى ( ص ) ، در بدترين موقعيّتى كه نياز مبرم به نيرو و كمك داشت ، حاضر نشد با وعده جانشينى ، مساعدت قبايل را جذب نمايد .
و هم‏چنين هوذة ، پادشاه يمامه كه به اسلام دعوت شد ، گروهى را خدمت حضرت گسيل نمود و پيام داد اگر چنانچه بهره‏اى از رياست ، نصيب او شود ، حاضر است اسلام بياورد و مسلمين را يارى دهد ، ولى رسول گرامى ( ص ) نپذيرفت و فرمود : حتّى اگر رياست بر يك قطعه زمين رها شده را بخواهد ، به وى نخواهم داد طبقات ابن سعد ، ج 1 ص 262 ؛ نصب الراية لزيعلي ، ج 6 ص 567 . .



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 10:23 | نویسنده : سادات الحسینی |
عوامل محبت در احاديث اسلامى
1 - ايمان محور محبت  
(( من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن كمل ايمانه .))
امام صادق عليه السلام فرمود:
هركس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا كند، از كسانى است كه ايمانش كامل شده است .(76)
امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خواستى بدانى در تو خيرى هست ، به دلت نگاه كن ، اگر اهل طاعت خدا، فرمانبرداران را دوست دارد و از اهل معصيت خدا بدش مى آيد، در تو خيرى هست و خداوند تو را دوست دارد.
و اگر از اهل اطاعت بدش مى آيد و از اهل معصيت خوشنود است ، در تو خيرى نيست ، و خداوند از تو ناخشنود است ، و (بدان ) كه هر كسى با دوست خود خواهد بود.(77) (يعنى در قيامت دوست با دوست است ).
و فرمود: هر كس كه معيار محبت و دشمنى او دين نباشد دين ندارد.(78)
آرى اگر كسى شوهر و يا همسر مؤ من و با تقوائى دارد، كه خداوند او را دوست مى دارد، بايد همسر خود را دوست بدارد، زيرا ايمان براى مؤ من برترين فضيلت است ، و هرگز نمى تواند هيچ فضيلتى جانشين ايمان گردد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 0:7 | نویسنده : خانم زینب حسینی |

حفظ چادر چاره ساز کارهاست / حــافظ گــل از هـجوم خـارهاست 

خواهرم چادر برایت زینت است / بهترین گوهر حجاب یک زن است

 

 


تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 18:45 | نویسنده : سادات الحسینی |

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت همراه باترکیب بندی خوشرنگش  لذت ببری،

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛که هم خودت گناه نکنی هم هم دیگری راناخواسته یاحتی خواسته به گناه وانداری

اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی،

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی؛که هم خودت گناه نکنی هم هم دیگری راناخواسته یاحتی  خواسته به گناه وانداری

اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی،

ولی نزنی و  بتوانی صدایت را نازک کنی؛امانکنی که هم خودت گناه نکنی هم هم دیگری راناخواسته یاحتی خواسته به گناه وانداری

اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید،

ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛که هم خودت گناه نکنی هم هم دیگری راناخواسته یاحتی خواسته به گناه وانداری

 

javanenghelabi - hejab 101

اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی،

ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی؛امانباشی که هم خودت گناه نکنی هم هم دیگری راناخواسته یاحتی خواسته به گناه وانداری

اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو

در پوشش بودن های ارزشمندتو

ارزشی قائل نباشند اماباز استواروقوی باشی

اینکه جوری حرف بزنی، قدم برداری و پوشش داشته باشی که

همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛

اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود؛اینکه……………………………

همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا:

«دختران امت پدرم، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند،

ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند

پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن وانان رادرهمه حال پشتیبان باش !



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 18:30 | نویسنده : سادات الحسینی |

ای فاتح خوبیها گمنام تویی یامن؟
شوریده دل شیدا گمنام تویی یامن؟

برگشتی ازآغوش خاموش بیابانها

کردی به دل ما جا گمنام تویی یا من؟

یک کوه صلابت بود ، تابوت تو بردوشم

هم وزن شقایقها گمنام تویی یا من؟

درعاشقی ومستی صد گونه خطر کردی

دریا دل بی پروا گمنام تویی یامن؟

من درقفس خویشم ، درفکرپس وپیشم

تا فارغی ازاینها گمنام تویی یامن؟

من همنفس درد و اندیشه بیمارم

تو هم سخن زهرا گمنام تویی یامن؟

از آبروی نامت برمحو گناهنم

شد روزنه ای پیدا گمنام تویی یامن ؟



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 18:24 | نویسنده : سادات الحسینی |
سلام

کامنت شما را خواندم.

من نه قصد بازار گرمی را داشته ودارم.

درسته!

از روز اول تا حال وبعد هم این است.

که مدیر وبلاک این امکان را فراهم سازد.دوستانی که مواردی را مطلع هستند.

در دسترس  سایر کاربران قرار دهند..

ومدیران گفتمان هم جوابگو دغدغه های  کاربرانشان باشند.

ولی

نباید

این نکته مهم را فراموش کنیم.

با دشمن خودمان هم مردانه  وطبق موازین شرع واخلاق  رفتار نماییم.

به این صورت نباشد.خدایی نا کرده  اگر کینه وبغض  وناراحتی از آنها به دل داریم.

حرف ونوشته خلاف واقع را بنویسیم.

وآبروی مسلمانی را لکه دار نماییم......باید بدانیم خدایی نزدیکتر از رک گردنم حضور دارد.

فقط حقایق همیین وبس!!!

وبندهه مثل سایر کاربران گرامی گلایه ها وانتقادهای بسیار به همان نفرات یاده شده دارم.

ولی  اینکه موردی  ویا جریانی را از آنها بدانم.

اینطور نیست.

دانسته های من هم مثل شما طبق همین کامنت های قرار گرفته در وبلاگ گفتمان است.

بازهم می گویم من هم مثل شما طالب شنیدن حقایقی هستم.

که در پس پرده دین  وووو مخفی ماند.

وهمجنان منتظرم

ومدیریت وبلاک باید اجازه افشاگری را به کاربران بدهد.

همین!!!



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 18:18 | نویسنده : سادات الحسینی |
 تنها نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست!

گفت : من دَم در ایستاده بودم نه در میزدم نه میرفتم . گفت خوب کاری کردی . راه همین هست . هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا در بزنی . در نزنید و دور هم نروید .

مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن. صاحبخانه خودش میداند انجا بنشین .

شبی که حضرت زهرا(س) را میخواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر(ع) پشت در آمدند تا کمک کنند . حضرت امیر(ع) امام حسن(ع) را فرستاد که پشت در صدای گریه می آید ببین کیست ؟ امام حسن(ع) گفت اصحابند، گریه میکنند که در را باز کنید داخل بیاییم . حضرت فرمود: بگو بروند اول اذان بیایند تشییع جنازه کنند . اینها رفتند اما یکی ماند و نرفت . همانجا نشست . نتوانست برود . یک دقیقه بعد حضرت امیر(ع) دیدند هنوز صدای گریه می آید فرمودند پسرم مگر نگفتی بروند؟! عرض کرد چرا ، دو مرتبه دم در رفت و فرمود چرا نرفتی ؟ گفت : پای رفتن نداشتم ... حضرت امیر(ع) گفتند : بگو بیاید داخل .

ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است . به اشاره ملتفت باش. از یکسال پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در بهترین جاست .



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 16:36 | نویسنده : خانم زینب حسینی |

 


زمانی که مرگ فرا می رسد و پرده ها کنار می رود، آدمیان همانند برق، گذشته و کارهای نیک یا بد خود را مرور می کنند. عالم بی عمل تازه چشم می گشاید و حتما از جاهلان بیشتر پشیمان می شود؛ زیرا اگر آنان عمل نکردند، بی اطلاع بودند؛ امّا آنکه می دانسته و عمل نکرده، بیش از همه از بی عملی خویش پشیمان می شود.


منافق

دوری کردار از آگاهی ها می تواند به تناسب هر علمی علل ویژه ای داشته باشد و نیاز به بحث و کنکاش فراوان دارد، لیکن بد نیست به صورت گذرا علت کاستی عملی عالمان دین را در لسان روایات بررسی کنیم.

1. نمودی از نفاق

امیرالمۆمنین علی علیه السلام می فرماید: «أَظْهَرُ النَّاسِ نِفَاقاً مَنْ أَمَرَ بِالطَّاعَةِ وَ لَمْ یَعْمَلْ بِهَا...؛ (1) آشکارترین منافقین کسی است که امر به اطاعت می کند و بدان عمل نمی نماید

2. حماقت و نادانی

امام علی علیه السلام می فرماید: «أحْمَقُ النّاسِ مَنْ أَنْکَرَ عَلی غَیْرِهِ رَذیلَةً وَ هُوَ مُقیمٌ عَلَیْها؛ (2) نادان ترین مردم کسی است که کار زشتی را بر دیگران بد شمارد، در حالی که خود اهل آن عمل ناپسند است

همچنین آن حضرت می فرماید:

«کَفی بِالْمَرْءِ جَهْلاً أَنْ یُنْکِرَ عَلَی النّاسِ ما یَأْتی مِثْلَهُ؛ (3) در نادانی آدمی همین بس که کاری را برای مردم بد شمارد و خود همان را مرتکب شود

 

پی آمدهای علم بی عمل

اگر مردم عالم دینی را از عمل به آنچه می گوید دور دیدند، آثار زیانباری به دنبال خواهد داشت که در اینجا به مواردی اشاره می شود:

1. عدم نفوذ در قلبها

اگر مبلّغ اهل عمل نباشد، خداوند نفوذ کلام او را از بین می برد و نمی تواند مردم را به سوی حق هدایت کرده، از زشتیها باز دارد. این امر گاهی به دلیل بی روح بودن کلام فرد بی عمل است و گاهی به جهت شناخت مردم از عالم بی عمل. هنگامی که مردم عالمی را دنیا دوست و مادّی احساس کردند، اگر از دوری دنیا سخن بگوید، همه در دل، او را مسخره می کنند. البته در موارد بسیاری به زبان هم بیان می کنند و به طور کلّی سخن او فاقد تأثیر می گردد و این امر به معنای هدر دادن عمر تحصیلی و تبلیغی مبلّغ می باشد.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ یَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ کَمَا یَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا؛ (4) همانا اگر عالم به علم خود عمل نکند، مواعظ او از قلبها می گذرد [و در آن نفوذ نمی کند]؛ همان گونه که آب باران از سنگ غیرقابل نفوذ عبور می کند.»

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَشَدُّ النّاسِ نَدَما عِنْدَ الْمَوْتِ الْعُلَماءُ غَیْرالعامِلینَ؛ هنگام مرگ عالمان بی عمل از همه مردم سخت تر پشیمان می شوند»

2. بی رغبتی مردم به علم

گاهی رفتار نامطلوب مبلّغ یا عالم دین موجب عدم اهتمام به فراگیری علم دین در بین مردم گشته، آنان را از این فریضه الهی دور می سازد.

امیر المۆمنین علی علیه السلام می فرماید: «اِنَّمَا زَهَّدَ النّاسَ فی طَلَبِ الْعِلْمِ کَثْرَةُ مایَرَوْنَ مِنْ قِلَّةِ مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ؛ (5) همانا مردم از جستجوی علم سرباز می زنند، به دلیل آنکه فراوان شاهد کمبود عالم با عمل هستند.»

3. پشیمانی هنگام مرگ

زمانی که مرگ فرا می رسد و پرده ها کنار می رود، آدمیان همانند برق، گذشته و کارهای نیک یا بد خود را مرور می کنند. عالم بی عمل تازه چشم می گشاید و حتما از جاهلان بیشتر پشیمان می شود؛ زیرا اگر آنان عمل نکردند، بی اطلاع بودند؛ امّا آنکه می دانسته و عمل نکرده، بیش از همه از بی عملی خویش پشیمان می شود.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَشَدُّ النّاسِ نَدَما عِنْدَ الْمَوْتِ الْعُلَماءُ غَیْرالعامِلینَ؛ (6) هنگام مرگ عالمان بی عمل از همه مردم سخت تر پشیمان می شوند.»

4. عذاب اخروی

دانشمندان بی عمل در قیامت عذابهای ویژه ای دارند که جدّا تأمل برانگیز بوده و باید از این حالت به خدای بزرگ پناه برد.

 علم

الف. علم بی عمل، دلیلی علیه عالم:

امام صادق علیه السلام می فرماید: «مَنْ لَمْ یَنْسَلِخْ مِنْ هَوَاجِسِهِ وَ لَمْ یَتَخَلَّصْ مِنْ آفَاتِ نَفْسِهِ وَ شَهَوَاتِهَا وَ لَمْ یَهْزِمِ الشَّیْطَانَ وَ لَمْ یَدْخُلْ فِی کَنَفِ اللَّهِ وَ أَمَانِ عِصْمَتِهِ لَا یَصْلُحُ لِلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ یَکُنْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَکُلَّ مَا أَظْهَرَ یَکُونُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَ لَا یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ یُقَالُ لَهُ یَا خَائِنُ أَتُطَالِبُ خَلْقِی بِمَا خُنْتَ بِهِ نَفْسَکَ وَ أَرْخَیْتَ عَنْهُ عِنَانَکَ؛ (7) کسی که از خیالات درونی جدا نشده و از آفتهای نفس خود و شهوات آن آزاد نگشته و شیطان را شکست نداده و در حفظ الهی و امان نگهداری خداوند داخل نگشته، صلاحیت امر به معروف و نهی از منکر ندارد؛ زیرا اگر دارای این ویژگیها نبود، هرچه به مردم بگوید دلیلی علیه خود او خواهد بود و مردم از او بهره نخواهند برد. خداوند تعالی می فرماید: آیا مردم را به نیکی امر می کنید و خود را فراموش می نمایید؛ و به او خطاب می شود که ای خائن! آیا از مردم چیزی را طلب می کنی که به وسیله آن به نفس خود خیانت کردی و لجام خود را از آن گسیختی.»

ب. قیچی های آتشین:

عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله انّه قال: «لَیْلَةً أُسْرِیَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ جَمَاعَةً تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ بِمَقَارِیضِ مِنَ النَّارِ کُلَّمَا قُرِضَتْ وَفَتْ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ مَنْ هَوءُلَاءِ قَالَ هَوءُلَاءِ خُطَبَاءُ أُمَّتِکَ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ یَنْسَوْنَ أَنْفُسَهُمْ؛ (8) از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: شبی که مرا به معراج بردند، گروهی را دیدم که لبهای آنان با قیچیهای آتشین بریده می شد. هرچه بریده می شد باز هم به جای آن لب می رویید. به جبرئیل گفتم: اینان کیانند؟ پاسخ داد: اینها خطباء امت تو هستند که می گویند آنچه را عمل نمی کنند و مردم را به نیکی امر می کنند و خود را فراموش می کنند.»

ج. بوی بد و آزار دهنده:

سلیم بن قیس هلالی می گوید: از امام علی علیه السلام شنیدم که می گفت: «وَ الْعُلَمَاءُ عَالِمَانِ عَالِمٌ یَعْمَلُ بِعِلْمِهِ فَهُوَ نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِکٌ لِعِلْمِهِ فَهُوَ هَالِکٌ إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَیَتَأَذَّوْنَ بِنَتْنِ رِیحِ الْعَالِمِ التَّارِکِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النَّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَی اللَّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ أَطَاعَ اللَّهَ فَأَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ عَصَی اللَّهَ الدَّاعِی فَأَدْخَلَهُ النَّارَ بِتَرْکِ عِلْمِهِ وَ اتِّبَاعِهِ هَوَاهُ؛ (9) دانشمندان دو نوعند: یکی عالمی که به علم خود عمل می کند، او نجات یافته است. دیگری عالمی که به علمش عمل نمی کند، او هلاک شده است. همانا اهل آتش از بوی بد عالم بی عمل آزار می بینند و در بین اهل آتش از همه حسرت زده و پشیمان تر کسی است که بنده ای را به خدا می خواند واو می پذیرد و خدا را اطاعت می کند و سپس خداوند او را به بهشت وارد می کند و مبلّغ معصیت کرده، خداوند او را به آتش جهنّم وارد می کند، به دلیل عمل نکردن به علم و متابعت هوای نفس اش

 

چه باید کرد؟

از آنجا که در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به شدّت از علم بی عمل مذمّت گشته و آدمی را به عذاب دردناک آخرت وعده داده اند، لازم است مبلغان چند مطلب را رعایت کنند:

1. موعظه خویشتن

همه باید تصمیم جدّی داشته باشیم که هرگز از کنار آیات و روایات و مطالبی که برای مردم بیان می کنیم، سهل انگارانه نگذریم؛ بلکه بیش از هر کس اهتمام به عمل داشته باشیم. هنگامی که آیه و یا روایتی را برای سخنرانی می نویسیم، مانند مغازه دارانی که به فروش می اندیشند نباشیم؛ بلکه ابتدا خود مصرف کنیم و با عمل، لذّت اطاعت را درک کنیم.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أَوْحَی اللّه تَعالی إِلی بَعْضِ أَنْبِیاءِ بَنی إِسْرائیل عِظْ نَفْسَکَ فَإِنِ اتَّعَظْتَ فَعِظِ النّاسَ وَ إِلاّ فَاسْتَحْیِ مِنّی؛ (10) خداوند بزرگ به بعضی از انبیاء بنی اسرائیل وحی کرد که نفس خود را موعظه کن. اگر موعظه پذیرفتی، مردم را موعظه کن وگرنه از من حیا کن.

همانا اهل آتش از بوی بد عالم بی عمل آزار می بینند و در بین اهل آتش از همه حسرت زده و پشیمان تر کسی است که بنده ای را به خدا می خواند واو می پذیرد و خدا را اطاعت می کند و سپس خداوند او را به بهشت وارد می کند و مبلّغ معصیت کرده، خداوند او را به آتش جهنّم وارد می کند، به دلیل عمل نکردن به علم و متابعت هوای نفس اش»

2. عمل گرائی

از مهم ترین حالات خداپسندانه مبلغان، آن است که اعمال و کردارشان مردم را به حق و پرهیز از گناه دعوت کند. اگر مبلغ اهل عمل بود، مردم نه تنها به او بلکه به عالمان دینی گرایش یافته و زمینه هدایت آنان فراهم می گردد. اساسی تر از همه اینها آنکه، زمینه توجّه بیشتر به اهل بیت عصمت و طهارت و سعادت دنیا و آخرت مردم فراهم می گردد. گاهی رفتار ناپسند ما موجب دوری مردم از دین ائمه اطهار علیهم السلام می شود که خود وزری دیگر است.

امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمودند: «أَیْ مُفَضَّلُ قُلْ لِشِیعَتِنَا کُونُوا دُعَاةً إِلَیْنَا بِالْکَفِّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ اجْتِنَابِ مَعَاصِیهِ وَ اتِّبَاعِ رِضْوَانِهِ فَإِنَّهُمْ إِذَا کَانُوا کَذَلِکَ کَانَ النَّاسُ إِلَیْنَا مُسَارِعِینَ؛ (11) ای مفضّل! به شیعیان ما بگو، مردم را بسوی ما بخوانید به وسیله پرهیز از محرّمات الهی و خودداری از نافرمانی خداوند و دنبال کردن خشنودی خداوند. پس اگر شیعیان چنین بودند، مردم به سوی ما شتاب می گیرند.»

اگر عمل شیعیان تا این حد مۆثر باشد، رفتار عالمان شیعه به مراتب تأثیرگذارتر خواهد بود.

3. سکوت

اگر مبلّغ نتواند اهل عمل باشد، چه نیکو است که حداقل آنچه را که عمل نمی کند به مردم نگوید.

امیرالمۆمنین علی علیه السلام می فرماید: «کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ کَانَ یَفْعَلُ مَا یَقُولُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ إِلَی أَنْ قَالَ فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْأَخْلَاقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا؛ (همان، ج 12، ص 205) در گذشته برادری دینی داشتم. او در چشم من بزرگ بود از آنجا که دنیا در چشم اش کوچک بود. تا اینکه فرمودند: او همواره آنچه می گفت عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد نمی گفت. تا آنجا که فرمودند: بر شما باد به این اخلاق، پس آن را رعایت کرده، همه همت خود را برای آن بکار برید.»

 

پی نوشت ها:

1. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 206؛ غررالحکم، ص 458.

2. غرر الحکم، ص 77.

3. همان، ص 332.

4. الکافی، ج 1، ص 44.

5. غررالحکم، ص 46.

6. همان، ص 45.

7. بحارالأنوار، ج 69، ص 223 و ج 97، ص 83.

8. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 205.

9. همان.

10. مجموعة ورام، ج 1، ص 239.

11. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 206.



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 11:27 | نویسنده : سادات الحسینی |

 

زبان

 آفات زیادی بر سر راه است. هر عضو ظاهری و باطنی ما آفت‎ها دارد كه هر یك حجابى است كه اگر از آنها نگذریم، به اولین قدم سلوك الى الله نرسیدیم. من كه خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شیطان است به بعضی از آفات این عضو كوچك و این زبان سرخ كه سر سبز را به باد دهد و آنگاه كه ملعبه شیطان است و آلت دست او، جان و روح و فواد(قلب) را تباه كند اشاره مى‎كنم.

از این دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو، گاهى كه در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ این عضو كوچك را آنقدر كه مى‎توانى شمارش كن و ببین با یك ساعت عمر تو كه باید صرف جلب رضاى دوست شود چه مى‎كند. و چه مصیبت‎ها به بار مى‎آورد كه یكى از آنها غیبت برادران و خواهران است، ببین با آبروى چه اشخاصى بازى مى‎كنى و چه اسرارى را از مسلمان روى دایره مى‎ریزى و چه حیثیاتى را خدشه‎دار مى‎كنى و چه شخصیت‎هایى را مى‎شكنى؟

آنگاه این جلسه شیطانى را مقیاس بگیر و ملاحظه كن در یك سال در همین امر پیش پا افتاده چه كردى و در پنجاه شصت سال دیگر چه خواهى كرد و چه مصیبت‎ها براى خود به بار خواهى آورد و در عین حال آن را كوچك مى‎شمارى و این كوچك شمردن از حیله‎هاى ابلیس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد.

دخترم! نگاهى كوتاه به آنچه درباره غیبت و آزار مومنین و عیبجویى و كشف سرّ(آشکار کردن اسرار) آنان و تهمت آنان وارد شده؛ دلهایى را كه مُهر شیطان بر آنها نخورده مى‎لرزاند و زندگى را بر انسان تلخ مى‎كند.



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 11:21 | نویسنده : سادات الحسینی |
ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون ان هم الا کالا نعم بل هم اضل سبیلا

آیا می پنداری بیشتر انان می شنوند یا می اندیشند؟

آنها جزهمانند چارپایان نیستند-بلکه گمراه ترند-سوره انفال-آیه43

شايد افراد ظاهربين هنگامى كه به روايات تكاندهنده در باب  ريا نگاه مى‌كنند از عظمت گناه ريا و آثار وحشتناك آن در شگفتى فرو روند و تصوّرشان اين باشد كه اگر عمل انسان خوب باشد چه فرق مى‌كند كه نيّت او هر چه مى‌خواهد باشد. فرض كنيد انسانى براى رفاه مردم؛ بيمارستان، مسجد، جادّه و پل يا مانند اينها بسازد، نيّتش هرچه باشد بالاخره عمل او نيكو است، به فرض كه قصدش رياكارى باشد خدمت او به مردم در جاى خود ثابت است. بگذاريم مردم كار خير و خدمت كنند نيّتشان هر چه مى‌خواهد باشد.

ولى اين اشتباه بسيار بزرگى است؛ زيرا اوّلاً، هر عملى داراى دو نوع تأثير است: تأثيرى در خود انسان مى‌گذارد، و تأثيرى در بيرون. رياكار با عمل خود درون خود را ويران مى‌سازد و از مقام والاى توحيد دور مى‌شود و در قعر درّه شرك پرتاب مى‌گردد؛ مردم را وسيله عزّت و احترام خود مى‌بيند و قدرت خدا را به دست فراموشى مى‌سپارد و اين رياكارى كه نوعى بت پرستى است سر از مفاسد بيشمار اخلاقى در مى‌آورد.

ثانياً، از نظر عمل بيرونى و خدماتى كه به ظاهر انجام داده و قصد او تظاهر و رياكارى بوده نيز جامعه دچار خسارت مى‌شود چرا كه سعى او اين است كه ظاهر عملش را درست كند و اهمّيّتى به باطن عمل نمى‌دهد و چه بسا اين امر سبب مى‌شود كه آن اسباب رفاه تبديل به اسباب عذاب براى مردم گردد و لطمه‌هاى جبران ناپذيرى از آن ببينند.

به عبارت ديگر، هنگامى كه جامعه‌اى عادت به رياكارى و تظاهر كند همه چيز او از محتوا تهى مى‌شود، فرهنگ و اقتصاد و سياست و بهداشت و نظم و نيروهاى دفاعى همه تو خالى و تهى مى‌گردد و همه جا به ظاهرسازى قناعت مى‌كنند، دنبال خير و سعادت جامعه نيستند بلكه به سراغ چيزى مى‌روند كه ظاهر جالبى داشته باشد، و اين طرز كار، ضربات هولناكى بر جامعه وارد مى‌كند كه بر هوشمندان مخفى و پنهان نيست.

رياكار چهار علامت دارد:

اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مى‌دهد، و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام مى‌دهد، هرگاه او را مدح و ثنا گويند بر عملش مى‌افزايد، و هرگاه ثنا نگويند از آن مى‌كاهد!»

**هر كارى كه با انگيزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گيرد، سبب نفوذ ريا در عمل است و اين انگيزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى‌دهد مى‌توان دريافت

***هر عملى داراى دو نوع تأثير است: تأثيرى در خود انسان مى‌گذارد، و تأثيرى در بيرون. رياكار با عمل خود درون خود را ويران مى‌سازد و از مقام والاى توحيد دور مى‌شود و در قعر درّه شرك پرتاب مى‌گردد؛ مردم را وسيله عزّت و احترام خود مى‌بيند و قدرت خدا را به دست فراموشى مى‌سپارد و اين رياكارى كه نوعى بت پرستى است سر از مفاسد بيشمار اخلاقى در مى‌آورد.

خلاصه، هر كارى كه با انگيزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گيرد، سبب نفوذ ريا در عمل است و اين انگيزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى‌دهد مى‌توان دريافت.

اين مطلب به اندازه‌اى ظريف و مرموز است كه گاه انسان براى فريب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسيار جالب انجام مى‌دهد تا خود را قانع كند كه در اجتماع نيز همان گونه انجام دهد و دوگانگى در آن نباشد در حالى كه هم عملى را كه در اجتماع انجام مى‌دهد ريا است و هم آن را كه در خلوت انجام داده آلوده به نوعى ريا است



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 11:13 | نویسنده : سادات الحسینی |
خوب خیلی خوشحال هستم.

که می توانم

در خدمت شما بزرگواران باشم.

انشاالله در روزهای آینده مطالب سیاسی ودینی  را در دسترس شما قرار خواهم داد.

یک نکته:

انتظار این است.

البته با صلاحدید مدیر وب جی-دی بدون  اهانت  حقایق واتفاقات پیش آمده برای گفتمان

جهت  اطلاع کاربران بطور صحیح نه تهمت وبهتان  وغرض ورزی  در اختیارشان قرار گیرد.

جون به قول دوستانی که کامنت گذاشتن بین ما وآنها باید فرق باشد.

در روز آینده حتما در خدمتتان خواهم بود./.

 



تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393 | 22:50 | نویسنده : سادات الحسینی |
سلام دوستای گلم

شب جمعه آدم دلش هوای این دعای زیبا از مولامونو داره

الهی و ربی من لی غیرک
اسئله کشف ضری
و النظر فی امری

خدای من و پروردگار من جز تو من که را دارم
که از وی درخواست برطرف کردن بدحالی خود
و نظر کردن در کارم کنم




تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393 | 0:31 | نویسنده : خانم زینب حسینی |



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 22:41 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |

 

السلام علیک یا فاطمه المعصومه

صدای مؤذن از سمت مسجدالنبی شنیده می شد.

در خانه امام موسی کاظم(ع) همه چشم به راه آمدن

فرزندی بودند. خدمتکاران، دور تا دور نجمه خاتون نشسته بودند

و او را دلداری می دادند. ـ به زودی به دنیا می آید.

ـ نگران نباشید! نجمه خاتون به دیوار تکیه داده بود و زیر

لب ذکر می گفت.  امام کاظم(ع) به همراه فرزندش

امام رضا(ع) به مسجدالنبی رفته بودند.

لحظات به کندی می گذشت و نجمه خاتون از

درد، دندان هایش را به هم فشار داد.

آسمان سیاه، ستاره را نورانی تر از پیش نشان می داد.

امام موسی کاظم(ع) به خانه برگشت و باز قرآن خواند.

ساعتی از شب گذشته بود که صدای نوزادی در خانه پیچید.

همه با خوشحالی به هم تبریک گفتند.

نوزاد را به برادرش نشان دادند.

امام رضا(ع) به چهره خواهرش نگاه کرد.

امام موسی کاظم(ع) نوزاد را بغل گرفت

و نام معصومه را برای او برگزید

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت،

«معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت

موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه

خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست .

لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در

مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين

كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس

هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت

برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

 

 

 

 

این جمله هم فقط  برا دختر عزیزم هستش..... دخترم دوست دارم

 

دختر یعنی برکت و رحمت ،

 

یعنی شادی و نور ،

 

و خداوند تنها تو را لایق این

نعمت دانسته

 

  دخترم روزت مبارك باد .

 

 

 

() دخترم به توصیه های زیر عمل کن()

 

همیشه از صابون استغفار برای زدودن چرک گناهان

 

استفاده کن که بوی بهشت دارد

 

چشم پوشی از گناهان را سرمه کن که چشمهایت

 

زیباتر گردند.

 

رنگ راستگویی بر لبانت بکش تا براق شود

 

گوشواره ادب را زینت گوشهایت گردان

 

با کِرمِ وضو صورتت را نورانی کن

 

 

و چشم عشق به خدا را ،از هر کسی مصون دار.

 

النگوی تواضع و گردنبند عفت و پاکدامنی را به خود

 

بیاویز،عزیز خواهی شد اگر مثل یوسف ،زندان را به اسارت تن ترجیح دهی..............

 

 

    تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com زائری دل شکسته ام  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

آه معصومه جان سلام

دل به مهر تو بسته ام 

بانوی مهربان سلام

ای ضریحت حریم مهر 

یاد سبزت شمیم دل

نام پاکت  نسیم  مهر 

رحمت اسمان سلام

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com روی تو  قبلگاه دل  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

لطف تو شمع راه دل

آستانت  پناه دل 

ای دل بی دلان سلام

هرکه یکسردلش شکست 

از طبیبان نظر گسست

آمد رشته بر تو بست  

ای امید جهان سلام

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com هم شفا هم شفاعتی  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هم دعا هم اجابتی

هم ولا هم ولایتی 

  ای زمین را آمان سلام

آنکه مهرتوبرگرفت 

ورغمت شور شر گرفت

بیکران زیرپرگرفت 

بر تو تا بیکران سلام

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 22:16 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |
سلام سلام سلاااااااام گفتمانیای گلللللللل

خوبین؟؟؟؟؟

نویسنده جدید وبلاگم. ممنونم که بهم دسترسی نوشتن دادین!!!

توی کامنتای قبلی دیدم چن تا اسم اومده. به نظرم اومد شاید برای شما جالب باشه در موردشون چیزای نشنیدنی بدونین. خصوصا از جناب مسیح!!!

اخه ما مدیرای گفتمان عادت داشتیم به ایشون بگیم جناااااب.

بللللله درست فهمیدین من از مدیرای قدیم گفتمانم که یه چیزای جالبی میدونم

براتون مینویسم البته اگه مدیر اجازه بدههههه

اونوقت حتما چیزای خوبی دستگیرتون میشه هههههه خخخخخخ

 

البته مطالب دینیم میذارم ولی باید چهره این ادما رو بشه واسه همه.

خصوصا ارتباطش با چند تا از مدیرای خانوم سایت.

فلن. بای



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 19:16 | نویسنده : خانم زینب حسینی |

سلام جناب سادات الحسینی

 من رمز نویسندگیتون ومیذارم در ادامه مطلب

 

آقای سادات الحسینی وارد سایت بلاگفا شین یعنی اینجا...

http://www.blogfa.com/

 

بعدش نام کاربری و کلمه ی عبور را وارد کنید.....

 

وقتی این کار رو کردین وارد مدیریت میشین

 

بعد از اون ...... اونجایی که نوشته پست مطلب جدید رو بزنید واردش شدید میتونید مطلب خودتون را بذارید

 

ومن الله توفیق

 

یاحق

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 14:25 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |

مخصوص معاونین گفتمان دینی

 

رمزی که خودتون گفتید رو گذاشتم



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 2:58 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |

 

 

سلام

 

بی مقدمه برم سر اصل مطلب...

 

دوستانی که تمایل برای همکاری در این وبلاگ را دارند و میخواهند نویسنده بشوند

 

ایمیلشونو خصوصی در قسمت نظرها برای من بفرستند تا بنده ی حقیر نام کاربری و رمز ورود رو براشون بفرستم....

 

امیدوارم مطالب خوبی رو در گفتمان بذاریند

 

 

فقط یه تذکر دوستانی که میخوان نویسنده بشوند شئونات اسلامی رو رعایت کنند فقط همین...

 

تا انجایی که بتوانم حمایت میکنم مطالب شما رو ...مگر اینکه مطالب زشت باشه...

 

موید باشید / یاحق

 



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 14:15 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |

السلام علیک یا جعفر بن محمد

 

سلام بر شما عزیزان یادتونه تو گفتمان چنین شبایی چه صفای خاصی داشت...

 

انصافا یادش  بخیر حالت معنویشو میگم ها... واقعا احساس عجیبی بود همه مخلصانه وبی ریا تو این شبها حتی تو فضای مجازیم شده عزادری میکردند وعرض ادبشون نشون میدادند...

 

الهی به حق رییس مذهب شیعه آقا امام صادق دلهای همه ی گفتمانی ها پر از محبت بشه

 و به حق این امام بزرگوار ان شاءالله همه ی گفتمانی های عزیز عاقبت بخیر بشوند

 

مجددا این داغ عظما رو به امام زمان ورهبر فرزانه ی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

و همه ی برو بچه های  جامعه مجازی گفتمان دینی تسلیت عرض میکنم

 

یاحق

 



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 18:52 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |

ادعونی استجب لکم

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

یاد این نایپک بخیر

 

خوب همتون بلدین دیگه

 

بسم الله شروع کنیم ان شاءالله دعاهای خوبی در حق همدیگر کنیم

 

موفق وموید باشید گفتمانی های عزیز وگرامی...یاحق



تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 21:33 | نویسنده : مدیر گفتمان دینی |